قدر

نیمه های شب قدربود. همه می گفتند باید قدر بدانی. قدر لحظاتت را. قدر توفیقی که به تو داده اند.

قدر دعای جوشن و دعای مجیر و قرآنی که به سر می گیری و ...

اما یک نفر حرف متفاوتی می زد. می گفت: «اول قدرِ خودت را بدان. تو بیشتر از یک مانکن

متحرک ارزش داری. قدرِ خودت را که بدانی، شب و روزت قدر می شود...»


به نقل از ججاب و عفاف


حروف ابجد

آیا می دانید عدد ابجد کلمه حجاب چیست؟

(ح+ج+ا+ب =8+3+2+1=14)

شاید تعبیر این باشد که...

حجاب سفارش چهارده معصوم است...

چه تعبیر زیبایی...

سایت حجاب و عفاف

روضه مادر

فکر کردن به غم و غصه‌ی مادر سخت است...

خواندن روضه‌ی "در" چند برابر سخت است...

 

از حسین اصرار کردن که: حسن! حرف بزن!

از حسن هی بغض کردن که: برادر! سخت است...

 

تو که رفتی کمرِ مولا خم شد مادر...

زندگی بی سر و بی همسر و سرور سخت است...

 

دلِ حیدر دلِ کوه است، دلِ کوه رفیق!

ولی این داغ برای دل حیدر، سخت است...

 

من همان اول "بسم الله" اشکم جاری است...

 چقَدَر
      زمزمه‌ی
                    سوره‌ی
                                 کوثر
  سخت

                   است...

 

سهام خیام


همسایه مظلوم


مطیع همسر

قابل توجه خانم هایی که بدحجاب هستند و می گویند همسرم اینگونه خواسته!!!!!!!!!!!!!

ادامه نوشته

پیامبر(ص)

زائراخت الرضا


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام عليكِ يا أختَ وليِّ اللهِ السلام عليكِ يا عَمَّةَ وليِّ اللهِ السلام عليكِ يا بنتَ موسي بن جعفرٍ و رحمةُ اللهِ و بركاته

در انبوه عزادارانت
کبوتري خسته ام که نيمه دلم، در حرم رضا و نيم ديگر، زائر اخت الرضاست
منم، ذره اي ، گردي و غباري از خيل جمعيت عزادرانت
که روز پر کشيدنت را بهانه يادآوري رنج هاي سفر و زخم هايت کرده اند
منم، اين ناچيز به ميقات آمده 
به چه زباني بايد شفاعت کريمه اهل بيت را خواست که کريمان، نخواسته مي بخشند و نگفته مي دانند.ا
تمناي صله دارم

انگار در اعماق نگاهش خبري بود
در شهر خودش بود و دلش در سفري بود

مي‌رفت دلت كوي به كو، خانه به خانه

جمعي به تو مشغول و تو فارغ ز ميانه

انگار کسي رو به خراسان به نماز است

با چادر سبزي که پر از عطر حجاز است

شهیدان دانش

افسران - شهیدان دانش

سبد تحقیر!!!!!!!!


ورود با چادر ممنوع



به پاس فرارسیدن «ایام الله دهه مبارک فجر» سرآغاز سی و ششمین بهار پر شکوه انقلاب اسلامی ایران:
خدا را بی نهایت شکر و سپاس که با عنایات الهی و تحت توجهات خاص حضرت ولی عصر (ارواحناله الفدا) و با رهبری راد مردی از سلاله زهرای مرضیه(س) و نایب امام زمان(عج) حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی با حضور حماسی مردم دلداده اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در مبارزه با حکومت فاسد پهلوی و دست نشانده شیطان بزرگ و نوکرحلقه بگوش رژیم جنایتکار و حرامزاده اسرائیل محو و در زباله دان تاریخ جای گرفت.
از خدای بزرگ نابودی نظام های سلطه و استکباری، خصوصاً دولت طاغوتی شیطان بزرگ و ولد نامشروعش دولت جعلی، کودک کش و تروریست صهیونیستی از سراسر گیتی را با پیروزی مستضعفان و آزادگان جهان خواستاریم.
خدایا! تا ظهور دولت یار - امام و رهبر ما را نگهدار (انشاءَالله و آمین یا رب العالمین)

در آستانه دیدار مردم آذربایجان با امام خامنه ای (مدظله العالی)

چشم

آقا به‌خاطر دل زینب(س)ظهور کن...

این روزها که شیعه کشی رخ نموده است

شاید نوید آمدنت را دلالت است


آقا! شکایت دلمان را کجا بریم

"عجّل علی ظهور" شما اوج حاجت است


کوفی شده زمانه و هیچ اعتماد نیست

حتی به حرف ما که دعامان شهادت است...


آقا به خاطر دل زینب ظهور کن...

در سوریه حضور حرامی جسارت است


آقا قبول! منتظرانت کجا و من

وقتی تمام زندگی ام غرق حسرت است


اینجا به بغض های حسن خیره مانده ام...

در کوچه ای که مادرتان بی حمایت است...


قصدم گریز نیست به صحرای کربلا...

آنجا که ناله ی همگان وا مصیبت است


انقلاب قرآن

 
 
متن خاطره‌ی رهبر انقلاب اسلامی:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif بیانات در جلسه درس تفسیر قرآن كریم ۱۳۶۰/۱۱/۰۹
امام كه آمده بودند ايران - سال ۵۷ - خب ما اوّل يك نظر امام را ديديم، روزى كه ايشان وارد شدند آن‌جا زيارت كرديم امام را بعد هم شب كه آمدند مدرسه‌ى رفاه يك نظر ديديم، نزديك هم نرفتم كه مبادا مزاحمشان بشويم كه همه‌ى دورشان را گرفته بودند، مى‌بوسيدند، من گفتم، من يك نفر حداقل اذيت نكنم امام را، نرفتم،[گفتم] بعد مى‌رويم خدمت امام. فردا شبش بود ظاهراً، يا يكى دو شب بود كه آن مدرسه‌ى علوى بودند، فرستادند ما را خواستند، بنده و بقيه‌ى برادرانى كه عضو شوراى انقلاب بوديم ماها را خواستند. من وارد اتاق شدم، سر شب بود ديدم امام نشستند پشت قرآن دارند قرآن مى‌خوانند. حالا كِى است؟ دو سه روز بعد از ورود امام، آن روزهايى كه شماها لابد يادتان هست در خيابان ايران و آن محوطه‌ى اطراف چه خبر بود از جمعيت و ولوله‌ى جمعيت. امام مراجعات به او شده، آمده‌اند، رفته‌اند. حالا غير از اين‌كه مردم آمده‌اند مراجعه كردند، افراد خصوصى، سياستمداران، روحانيون، - نمى‌دانم - دوستان قديمى، افراد متفرقه آمدند خدمت امام، يكى پيشنهاد كرده، يكى پرسيده، يكى چيزى گفته، مرتب مشغول بود امام. سرشب ايشان در اين همه غوغا كه حالا بعدش هم باز يك عدّه‌اى بخواهند ملاقات كنند، يك عدّه‌اى كار دارند، تا آخر شب باز امام كار داشت، در همه‌ى اين غوغاها بعد از نماز مغرب و عشا ايشان نشسته بودند در يك اتاق تنها انگار كه در اين دنيا هيچ خبرى نيست قرآن را باز كرده بودند، مشغول قرآن خواندن بودند. يعنى امام یك روز هم قرآن خواندن يادشان نمى‌رفت؛ مرتب قرآن مى‌خواند. ببينيد اين دل با قرآن آشناست كه اين‌جورى است.
ادامه نوشته

مواعظ

پیامبر

درخت سوخته در باران

زینت

كسي كه از نظر روحي، لطافت پيدا مي‌كند، از يك قدرت تيزبيني خاصي برخودار است و مي‌تواند حقايق لطيف را مشاهده كند و متوجه شود...

دل انسان‌ها به واسطه لطافت، به آن كشيده مي‌شود. بحث احساس است؛ نه مسأله ديدن و پي بردن. شما كسي را مي‌بينيد، اصلاً به او اعتنا نمي‌كنيد...

زينت به اين صورت است. گاهي واقعاً جمال و زيبايي است. اما يك وقت قوه خيال انسان اين زينت‌ها را درست مي‌كند و انسان را بيچاره مي‌كند. قرآن خيلي روشن اين دو را از هم جدا كرده...

... زينت مادي با اين همه جذبه كه دارد، زينت معنوي چقدر دلرباست؟ اگر در دل انسان، زيبايي نماز بيفتد، زيبايي جمال الله، زيبايي اسماءالله بيفتد، چه اثراتي مي‌گذارد؟ مادي اين‌طور باشد، معنوي چطور است؟

«چه كسي مي‌تواند، اين انتقال از درك لذت مادي به لذت معنوي را درك كند؟ آنها كه رشد يافته‌اند.» براي بقيه اصلاً قابل درك نيست.

 

ادامه نوشته

یادم باشد...


تفاوت های سبک زندگی اسلامی با وضع کنونی

وام ۵۰ میلیونی جدید در مقایسه با ماجرایی معروف که جز نقل شدن به عامل نیاز دارد!

امام صادق (ع) فرمود: "مردی از یاران پیامبر را زندگی دشوار شد. همسرش گفت: کاش خدمت پیامبر (ص) می‌رفتی و از او چیزی می‌خواستی. مرد خدمت پیغمبر (ص) رفت و چون حضرت او را دید فرمود هر کس از ما چیزی بخواهد به او عطا می‌کنیم و هر که بی‌نیازی می‌ورزد، خدا او را بی‌نیاز کند. پس مرد برگشت و ماجرا را برای همسرش بازگو نمود. زن گفت: برگرد و او را از حال خود آگاه ساز. مرد دوباره به خدمت حضرت آمد و چون پیامبر او را دید همان سخن را تکرار کرد و بار سوم نیز این قضیه تکرار شد، بنابراین مرد کلنگی را عاریه نموده و به وسیله آن هیزمی فراهم کرد و مقداری آرد فروخت. فردا نیز همین کار را ادامه داد تا آنکه کلنگی خرید و کار او چنان رونق گرفت که مدتی بعد ثروتمند و بی‌نیاز شد. پس از مدتی پیامبر (ص) را دید و ماجرا را بیان نمود. پیغمبر (ص) فرمود: من که به تو گفتم هر که از ما سوال کند به او عطا می‌کنیم و هر که بی‌نیازی ورزد، خدایش بی‌نیاز گرداند.

وامهای جدیدمسکن

50 میلیون بگیرید

108 میلیون پس بدهید

خبرگزاری فارس در بسته خبری ویژه این هفته خود از شرایط سخت وامهای مسکن خبر داد: افزایش وام خرید مسکن درحالی مطرح شده که شرایط سخت این وام ها، بسیاری از متقاضیان را از دریافت شان ناامید کرده است.

علاوه بر اقساط بسیار سنگین(ماهانه 527 هزار تومان برای وام 35 میلیونی و 750 هزار تومان برای وام  50 میلیونی که بازپرداخت آن را از 108 میلیون تومان هم افزون می کند) و سود نسبتا بالای 15  درصدی، مشکل دیگر این است که متقاضیان برای دریافت این وام، باید اوراق حق تقدم وام مســکن را هم تهیه کنند که برای این کار، بانک مسکن آنها را بهفرابورس سوق می دهد و فرابورس نیز در این زمینه در قرق دلالانی است که قیمت اوراق را بشدت بالا برده اند؛ بطوریکه متقاضیان وام های مســکن، اکنون باید میلیون ها تومان پول بابت این اوراق پرداخت کنند و دلالان هم با اســتفاده از سکوت مسئوالن روز به روز این قیمت ها را بالاتر می برند و وام های جدید خرید مسکن را عملا از  دسترس متقاضیان  خارج میکنند.

سیاهے چادرم

خانمی میگفت:  می گویند سیاهے چادرم چشم را میزند!

چشم آدم هاے حریص و نا پاک را ، چشم را که هیچ ! خبرندارند تازگےها

دل را هم می زند! دل آدم هاے مریض و بیمار دل را!

از شما چه پنهان چادرم دست و پا گیر هم هست!

دست و پاے بے بند و بارے را می بندد!

چادر براے کسانے استــــ که نمے خواهند عزتــــ آخرتشان را به بهاے

نا چیز لبخند هاے هرزه بفروشند!

چادرم سند بندگے و عبودیتم را امضا مے کند!

 برگرفته از : پرسه در ناسوت دل

چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟


گفتم؛ راستی ... هر کس در کنار تکالیفش ، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان جامعه ام با موهای رنگ کرده پریشان و صد جور جراحی زیبایی، چشم های همسر مرا دنبال خود بکشانند.

ادامه نوشته

روایت تاریخی | «هفته وحدت چگونه نامگذاری شد؟»

شاید جالب باشد كه بدانیم ایده‌ی نام‌گذاری هفته‌ای به‌نام «وحدت»، مربوط به دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیست. این نام‌گذاری پیش از انقلاب نیز در سیستان و بلوچستان اجرا شده است؛ زمانی‌كه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ایرانشهر روزگار تبعید خود را سپری می‌كردند. روایت این نام‌گذاری را از سخنان رهبر انقلاب اسلامی بخوانیم:


* شكل‌گیری اولین هفته وحدت در دوران تبعید
یكى از ابزارهاى هميشه مورد استفاده‌ى دشمنان ملتهاى مسلمان براى اختلاف، مسئله‌ى اختلافات مذهبى، شيعه و سنى و از اين قبيل بوده. دعوا درست كنند، اختلاف ايجاد كنند، برادران را به جان هم بيندازند، اختلافات را بزرگ كنند، برجسته كنند، موارد اشتراك و اتحاد را ضعيف كنند، كمرنگ كنند، يك چيز كوچك را بزرگ كنند، برجسته كنند؛ اين همه نقاط اشتراك را كه بين برادران سنى و شيعه هست، كوچك كنند، ضعيف كنند؛ اين كارى است كه دائم انجام گرفته است، الان هم دارد انجام ميگيرد.
جمهورى اسلامى از اولين روز در مقابل اين توطئه ايستاده است؛ علت هم اين است كه ما ملاحظه‌ى كسى را  من آنجا تبعيدى بودم، دستگاه‌ها نميخواستند بگذارند تلاشى از سوى ما انجام بگيرد؛ اما در عين حال ما گفتيم بيائيد كارى كنيم كه يك نشانه‌اى از اتحاد شيعه و سنى را در اين شهر نشان بدهيم؛ كه اين مسئله‌ى هفته‌ى وحدت - ولادت نبى اكرم در دوازدهم ربيع‌الاول به روايت اهل سنت، و در هفدهم ربيع‌الاول به روايت شيعه - آن روز به نميكنيم؛ اين عقيده‌ى ماست. قبل از اينكه نظام اسلامى تشكيل بشود، برادران ما، بزرگان نهضت، بزرگان مبارزه‌ى انقلابى در آن روز - كه هنوز خبرى از حكومت اسلامى و جمهورى اسلامى نبود - در جهت وحدت شيعه و سنى تلاش ميكردند. من خودم در بلوچستان تبعيد بودم. از آن زمان تا حالا با علماى سنى حنفى شهرهاى بلوچستان - ايرانشهر و چابهار و سراوان و زاهدان - با آنهائى كه بحمدالله زنده هستند، رفيقيم، نزديكيم، صميمى هستيم.ذهن ما رسيد و در ايرانشهر آن را عمل كرديم؛ يعنى از دوازدهم تا هفدهم جشن گرفتيم. اين يك فكر عميقى بوده است، مال امروز و ديروز نيست. ۱۳۹۰/۰۷/۲۵




ادامه نوشته

دیپلماسی موفق، متكی به نیروی درونی كشور

 

رهبر انقلاب: در عرصه‌ى ديپلماسى هم آن كشورى موفّق است كه متّكى باشد به نيروى درون‌زا؛

 آن دولتى ميتواند در پشت ميز مذاكره‌ى ديپلماسى حرف خودش را سبز بكند و به مقصود و نتايج مورد نظر خودش دست پيدا بكند كه متّكى باشد به يك اقتدار درونى، توانايى‌هاى درونى؛ حساب ميبرند از يك چنين دولتى.

 ۱۳۹۲/۸/۱۲

پیش از او

رهبر انقلاب اسلامی

«اگر ما حادثه‌ی نوزدهم دی را مبدا تاریخ تحولات جدید دنیا بدانیم،شگفت‌آور نیست و سخنی به گزاف گفته نشده است.» 

شهید دستغیب


افسران - جانم...

بیست جمله طلایی راجع به «۹ دی» و «فتنه»


* فتنه‌ها را بايد با روشنگرى خاموش كرد. هر جا روشنگرى باشد، فتنه‌انگيز دستش كوتاه مى‌شود. ۱۳۷۸/۰۵/۰۸

* فتنه‌انگيختن و بد دل كردن مردم نسبت به يكديگر، يكى از مواد برنامه‌اى است كه دشمنان نسبت به اين ملت در نظر دارند. ۱۳۷۹/۰۱/۰۶

ادامه نوشته

آخرین ملاقات شهید كاظمی و رهبر انقلاب

دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اين‌كه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اين‌كه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همه‌تان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صياد را به من دادند، من گفتم صياد، شايسته‌ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حيف بود صياد بميرد. وقتى اين جمله را گفتم، چشم‌هاى شهيد كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند!
فاصله‌‌ى بين مرگ و زندگى، فاصله‌ى بسيار كوتاهى است؛ يك لحظه است. ما سرگرم زندگى هستيم و غافليم از حركتى كه همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مى‌كنند؛ هر كسى يك طور؛ بعضى‌ها واقعاً روسفيد خدا را ملاقات مى‌كنند، كه احمد كاظمى و اين برادران حتماً از اين قبيل بودند؛ اينها زحمت كشيده بودند.
ما بايد سعى‌مان اين باشد كه روسفيد خدا را ملاقات كنيم؛ چون از حالا تا يك لحظه‌ى ديگر، اصلاً نمى‌دانيم كه ما از اين مرز عبور خواهيم كرد يا نه؛ احتمال دارد همين يك ساعت ديگر يا يك روز ديگر نوبتِ به ما برسد كه از اين مرز عبور كنيم. از خدا بخواهيم كه مرگ ما مرگى باشد كه خود آن مرگ هم ان‌شاءاللَّه مايه‌ى روسفيدى ما باشد.
ان‌شاءاللَّه خدا شماها را حفظ كند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشييع پيكرهاى فرماندهان سپاه  21/10/1384